تبليغاتX
یک مهندس خسته

یک مهندس خسته

روزمرگی های یک آدم متوسط

یکی از گرایش­های رشته عمران که می­توانید در کارشناسی ارشد انتخاب کنید "سازه­های دریایی" است. تا جایی که من می­دانم این گرایش را چهار دانشگاه در ایران ارائه می­دهند: تهران، تربیت مدرس، خواجه نصیر و هرمزگان. همین تعداد کم دانشگاه­ها باعث شده این رشته تا حدودی ناشناخته بماند. مثلاً خیلی­ها سازه­های دریایی با گرایش آب یا سازه­های هیدرولیکی اشتباه می­گیرند. به طور کلی فقط کسانی که لیسانس را در دانشگاه­های مذکور بوده­اند با این رشته آشنایی دارند و لذا ورودی گرایش سازه­های دریایی معمولاً از فارغ التحصیلان  همان دانشگاه­ها است.

درسهایی که در گرایش سازه­های دریایی ارائه می­شوند عبارتند از:

ریاضی مهندسی، هیدرولیک دریا، دینامیک سازه­ها، ژئوتکنیک دریایی، اجزا محدود، مهندسی سواحل، سکوهای دریایی، طراحی سازه­های متعارف دریایی، اجرای سازه­های دریایی.

بطور کلی در گرایش سازه­های دریایی با دو دسته عمده از مسائل آشنا می­شوید: ۱-بنادر و سواحل و ۲-سکوهای دریایی. تبعاً پایان نامه شما نیز در یکی از دو زمینه گفته شده خواهد بود. معمولاً هر کدام از دانشگاه های گفته در یکی از زمینه ها قوی است. مثلاً دانشگاه تربیت مدرس اساتید بنامی در زمینه سکو دارد و باالعکس دانشگاه تهران در زمینه بنادر و سواحل قوی است.

و اما زیرشاخه­ها:

۱- در شاخه بنادر و سواحل با این مسائل آشنا می­شوید: انواع اسکله ها، موج شکن­ها، مطالعات مربوط به رسوب در بنادر، تغییر شکل ساحل تحت اثر امواج، نحوه پخش آلودگی در دریا و ...

                           

۲- سکوهای دریایی که عمدتاً به عنوان تاسیسات نفتی و گازی در دریاها استفاده می­شوند. شما با انواع مختلف سکوهای دریایی از جمله ثابت و شناور آشنا می­شوید. عمده­ترین تفاوت این سازه­ها با سازه­های متعارف بارگذاری و نحوه اجرای آنهاست. به علت قرار گرفتن در دریا این سازه­ها علاوه بر بارگذاری­های متعارف بارهای ناشی از دریا را تحمل کنند که مهمترین آنها امواج هستند. همچنین چون در وسط دریا نمی­توان چیزی را ساخت، این سازه­ها به صورت مدول­های قابل حمل در خشکی ساخته می­شوند و به دریا حمل می­شوند و در آنجا سر هم می­شوند. به همین علت اجرای این سازه­ها نیز کاملاً متفاوت از سازه­های متعارف می­باشند.  

                

در سایر دانشگاه­های دنیا چنین ترکیبی از دروس نمی­بینید. به طور کلی شاخه اول به Coastal Engineering معروف است و شاخه دوم را با انواع نامهای زیر در دنیا می­شناسند: Offshore/Ocean/Marine Engineering. البته بنده کوچکتر از آن هستم که بگویم چنین ترکیبی از دروس که در ایران ارائه می­شود اشتباه است.

مهم­ترین مزایای این گرایش عبارتند از:

- خاص بودن، یعنی هر کسی نمی­تواند در حیطه سازه­های دریایی اظهار نظر کند اما مثلاً در مورد زلزله و ساختمان عوام هم از اظهار نظر فنی ابایی ندارند*. خوشبختانه اصولاً خیلی­ها نمی­دانند که در دریا هم اصولاً سازه­ای ساخته می­شود.

- آشنا شدن با طیف وسیعی از مسائل: ممکن است در همین مواجهه اصولاً علاقه اصلی­تان را پیدا کنید و مسیر زندگی علمی/حرفه­ایتان عوض شود. مثل دوستانی که علاقمند به رسوب می­شوند و بالکل از مبحث "ساختمان" خارج می­شوند. این آشنا شدن همچنین برای ادامه تحصیل نیز بسیار مناسب است، یعنی سوژه­های بسیاری برای ادامه تحصیل و تحقیق پیدا می­کنید.

-بازار کار خاص: طبعاً موضوع خاص، بازار کار خاص نیز دارد؛ چه از نظر سطح کیفی کار و چه درآمد. البته این نکته به عنوان عیب نیز می­تواند مطرح شود چرا که عملاً شرکت­های فعال در زمینه سازه­های دریایی کم هستند. بدتر اینکه پیمانکاران دریایی نیز عمدتاً دولتی هستند و ورود بهشان سخت است. البته هم­اکنون شاید وضع بازار کار سازه­های دریایی با سایر گرایش­های عمران تفاوت چندانی نداشته باشد، اما یک داستان قدیمی است که می­گوید نسل اول فارغ­التحصیلان دریایی همگی به مال منصب چربی رسیدند. الله اعلم.

 

بزرگترین عیب گرایش سازه­های دریایی نیز چیزی نیست جز روی دیگر سکه "دریای وسیع اطلاعات". بدین معنی که گرچه شما با طیف وسیعی از موضوعات علمی و مهندسی آشنا می­شوید، اما این دریای اطلاعات شما کم عمق است؛ یعنی علم­تان تا حدودی سطحی است. نکته منفی دیگر اینکه اساتید این گرایش عمدتاً تحصیلات مرتبط ندارند و بنا بر تجربه کاری وارد این زمینه شده­اند.

شرکت­های فعال در زمینه سازه­های دریایی نیز دو دسته کاملاً مجزا هستند. بدین معنی که تعدادی فعال در زمینه سواحل و بنادر هستند و تعدادی در زمینه سکو و معمولاً شرکتی نیست که در هر دو زمینه فعالیت کند. مثلاً سازه­پردازی، دریابندر، ساحل، طرح­نو­اندیشان و ... در زمینه سواحل و بنادر فعالیت می­کنند. کار سکو عمدتاً در شرکت­های نفت و گاز انجام می­شود (مثل سازه، ناموران، نارگان و ...) چرا که اصولاً سکوهای دریایی بخشی از تاسیسات نفتی/گازی هستند. البته گفتنی است که عمده طراحی سکوهای کشور کماکان توسط شرکت­های خارجی انجام می­گیرد. پیمانکاری سازه­های دریایی نیز عمدتاً در اختیار چند شرکت بزرگ نیمه دولتی و زیرمجموعه­های آنهاست مثل: صدرا، ایزوایکو، قرارگاه سازندگی، تاسیسات دریایی و ...

آخرین نکته نیز در مورد رتبه قبولی. در اوایل که این گرایش تاسیس شد، یعنی فکر کنم اواسط دهه هفتاد، برای قبولی در دانشگاه تهران به رتبه­های آنچنانی نیاز نبود؛ مثلاً فکر کنم با ۴۰۰-۵۰۰ قبول می­شدند. کم کم این رشته خیلی فانتزی شد و در اولین سالهای دهه هشتاد مثلاً تا رتبه ۶۰ سازه دریایی دانشگاه تهران پر می­شد. بعد از این دوباره شروع به افول کرد یعنی مثلاً در سال ۸۳ تا رتبه­های ۱۵۰ قبول می­شدند. در مورد روند فعلی اطلاعی ندارم ولی فکر کنم بتوان گفت که قبولی در این گرایش همانند زلزله و خاک است؛ یعنی ساده­تر از سازه و مشکل تر از هیدرولیکی.

*یکی از آخرین بارهایی که از اتوبان مدرس رد می­شدم با یکی از جدیدترین این ادعاهای عوام در مورد زلزله مواجه شدم. از کنار ساختمان "شهید دادمان" وزارت راه که شبیه حرف pie است رد شدیم. ساختمان شبیه یک دروازه بزرگ است. راننده گفت می­دانی چون وسط این ساختمان خالی است زلزله به این ساختمان نمی­خورد؟ و بعد شروع کرد استدلال کند که چون وسط ساختمان خالی است زلزله از لای پای ساختمان رد می­شود و اثر نمی­کند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 18:10  توسط مهندس خسته  | 

در این پست می خواهم کمی در مورد کارشناسی ارشد بنویسم و تجربیات خودم  را بیان کنم، چرا که قبل از قبولی و حین تحصیل آدم ممکن است تصورات اشتباهی از کارشناسی ارشد و آینده کاری اش داشته باشد. البته باید بگویم که تجربیات من در بهترین حالت بیشتر به درد مهندسین و بالاخص مهندسین عمران می خورد.

 

مهمترین مورد شغل و حقوق است. بدین معنی که شما ممکن است چند صباحی سر کار رفته باشی و ساعتی هزار تومان بهت حقوق می دهند و احساس می کنی که اگر کارشناسی ارشد داشته باشی با همان تجربه و سابقه کاری ساعتی ۶۰۰۰ تومان حقوق خواهی گرفت. این تصور به صورت عام مردود است و مهمترین عامل در تعیین حقوق سابقه کاری شما می باشد. البته اگر افق زمانی ۱۰-۱۵ سال آینده را مد نظر دارید ممکن است که با داشتن مدرک کارشناسی ارشد مشاغل بهتری نصیب تان بشود. در مورد کیفیت شغل هم باید بگویم که به طور کلی سطح کار مهندسی در ایران به اندازه فوق دیپلم است و نیازی نیست که شما کارشناسی ارشد داشته باشی تا بتوانی محاسبات مهندسی روزمره را انجام بدهی و یا در شرکت های پیمانکاری کار کنید. البته این گفته استثنائاتی هم دارد و ممکن است شما در شرکتی کار کنید که سطح کارش بالاتر و تخصصی تر باشد. در این صورت داشتن مدرک کارشناسی ارشد در گرایش مربوطه خیلی می تواند کمک کند. البته ناگفته نماند که در صورت داشتن مدرک ارشد لزوماً نمی توانید در شرکتهایی با زمینه کاری گرایش ارشدتان کار پیدا کنید. این مورد خیلی ها را آزار می دهد و خیلی ها را بیکار می کند؛ بعنوان مثال شما ارشد سازه های هیدرولیکی دارید و طبعاً دوست دارید در شرکت هایی که کار سد می کنند مشغول بشوید، اما در آن زمان هایی که شما دنبال کار می گردید شرکت های سدی نیرو نمی گیرند. در همین لحظه مثلاً یک شرکت راهسازی به شما کار پیشنهاد می دهد. اینجا دوراهی بدی است که جواب مشخصی هم ندارد. بطور کلی آرزوی هر ارشد خوانده ای این است که در گرایش خودش کار کند ولی واقعیت این است که همیشه بدین گونه نیست و ممکن است با پافشاری بر این آرزو شانس های کاری خوبی را از دست بدهید. خود من خیلی بر این آرزو پافشاری کردم و هم بیکاری کشیدم و هم جایم را خیلی عوض کردم؛ ولی بهرحال راضی ام.

 

همانطور که گفتم برای داشتن حقوق خوب و شغل با کیفیت مناسب شما احتیاجی به ارشد ندارید، و حتی با داشتن ارشد دایره انتخاب شغلتان هم تنگ تر می شود.  اما مزایای کارشناسی ارشد:

 

اولین فایده اش این است که برای قبولی اش باید کلی از درس های لیسانس را بخوانی و تازه متوجه می شوی که خیلی هایش را شکمی پاس کرده ای؛ و به معنی دیگر اگر شما کنکور ارشد را قبول شدید حداقلش این است که درک نسبتاً خوبی از درس های اصلی رشته تان پیدا کرده اید.

 

دومین فایده اش دروسی است که در ارشد پاس می کنید. برخلاف دروس لیسانس که تماماً کاربردی هستند، احتمالاً هیچ کدام از این دروس ارشد را در کار حرفه ای استفاده نخواهید کرد. به عنوان مثال طراحی سازه های فولادی یک عمر با شما خواهد بود ولی از تئوری امواج و یا الاستیسیته استفاده چندانی نخواهید کرد. اما فایده شان این است که تازه مبانی تئوری دروس لیسانس را متوجه خواهید شد. دقیقاً به همین دلیل غیرکاربردی بودن خیلی افراد ارشد را به کل بی فایده می دانند.

 

فایده سوم ارشد پایان نامه است. پایان نامه ارشد در ایران عموماً عبارتست از این فرایند: چند مقاله خارجی در مورد موضوعی خاص پیدا می کنید و همان کار نویسندگان مقالات را دوباره انجام می دهید و به همان نتایج می رسید و در نهایت می گویید "دیدید درست گفته بودند". گرچه این فرایند به نظر بسیار احمقانه می رسد اما واقعیت این است که یک چیز خیلی مهم به شما یاد می دهد: روش تحقیق. یعنی شما یاد می گیرد چگونه به یک موضوع کاملاً ناآشنا حمله کنید و حلاجی اش کنید، یاد می گیرید حرف با مرجع و رفرنس بزنید، یاد می گیرید چگونه حرفتان را ثابت کنید، یاد می گیرید چگونه یک گزارش علمی بنویسید و در نهایت یاد می گیرید چگونه ارائه اش کنید. برای خود من این مورد روش تحقیق مهم ترین دستاورد کارشناسی ارشد است و در ادامه کار حرفه ای و زندگی هم به درد آدم خواهد خورد. با این تفاسیر خیلی تعجب می کنم وقتی اسکلهایی را می بینم که پایان نامه می خرند. همانطور که گفتم پایان نامه کارشناسی ارشد عموماً یک کار تکراری است و معمولاً گوشه کتابخانه ها خاک می خورد. همین نکته باز باعث می شود که خیلی ها ارشد و مخصوصاً پایان نامه اش را بی فایده بدانند.

 

فایده چهارم کارشناسی ارشد هم اعتماد به نفس است. البته باید مواظب بود که این اعتماد به نفس کار دستتان ندهد؛ مخصوصاً تا قبل از فارغ التحصیلی که آدم کله اش خیلی باد دارد. خود من بعد از قبولی ارشد می رفتم دنبال کار و توی مصاحبه ها از زور غرور سقف را نگاه می کردم و می گفتم من دانشجوی ارشد فلان جا و فلان رشته هستم. بعد هم منتظر بودم که همون جا مدیر عامل شرکت بیابد به دست و پایم بیفتد و با ماهی یک میلیون استخدامم کند. بعد از چند باری که بد باهام برخورد کردند متوجه شدم این خبرها هم نیست و یک کم به خودمان آمدیم.

 

فایده پنجم اش هم این است که راه را برای ادامه تحصیل در آینده باز می گذارد؛ بدین معنی که ممکن شما ممکن است بعد از ۱۰ سال کار مهندسی صرف، به این نتیجه برسید که علاقه دارید ادامه تحصیل بدهید. مطمئناً داشتن مدرک ارشد در چنین شرایطی کمک بزرگی خواهد بود. در مورد ادامه تحصیل هم باید بگویم از الآن راجع بهش قضاوت نکنید. مثلاً خود من سال سوم-چهارم لیسانس که بودم به این نتیجه رسیدم که نمی توانم لیسانسم را بگیرم و به فکر مشاغل دیگر بودم. حین فوق لیسانس هم فقط می خواستم هرچه زودتر بروم دنبال کار و پایان نامه ام را هم جوری بر داشتم که زودتر تمام شود و بتوانم به کار برسم. ولی الآن دارم استارت دکتری می زنم. بهر حال آدم با افزایش سن ممکن است عوض شود و تفکرات دیگری پیدا کند لذا بد نیست جا برای تغییر بگذاریم.

 

البته اینهایی گفتم به این معنی نیست که همه مون همین الآن پاشیم برویم ارشد امتحان بدهیم بلکه صرفاً سعی کردم واقعیات را بازگو کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 15:47  توسط مهندس خسته  | 

یکی از مسائلی که این روزها ذهن من و خیلی های دیگر را به خودش مشغول کرده بحث ادامه تحصیل در مقطع دکترا میباشد. ۱۰ سال پیش شرایط خیلی خوب بود. به این معنی که تنها امکان دکترا گرفتن در دانشگاههای خارج بود و لذا بحث انتخاب چندان مطرح نبود. اما امروزه بسیاری از دانشگاههای ایران هم دوره های دکترا در رشته های گوناگونی ارائه میدهند. منتها سوالی که هست این است که آیا واقعاْ دانشگاههای داخلی ارزش دارند که آدم ۵-۶ سال از عمر مفیدش (بین ۲۵-۳۵ سالگی) را وقف آن کند؟

در اینجا من مشاهدات و گفته هایی که از اساتید و دانشجویان دکترا در ایران و خارج جمع آوری کرده ام را بازگو می کنم، البته با این توضیح که مطالب صرفاً به درد دانشجویان مهندسی می خورد... و اما نکات:

۱- طبق تعریفی جهانی، گرفتن فوق لیسانس و دکترا بدین معنی است که حاصل فعالیتهای ما چیزی به "علم" دنیا می افزاید؛ با این تفاوت که در مورد دکترا این افزوده "مهم" است ولی در مورد فوق لیسانس می تواند به نسبت کوچکتر باشد. بد نیست که حین دودره بازی و عددسازی آدم حواسش به این تعریف باشد.

۲-در خارج و جاهای درست و حسابی، دکترا گرفتن مترادف این فرایند است: "صنعت" سوالی دارد که پاسخ آن برایش میتواند سود داشته باشد. شما چند سال از زندگیت را فقط صرف پاسخ دادن به "سوال" میکنی و در ازایش از "صنعت" پول میگیری. در نهایت هم هر دو طرف راضی اند و ماحصل این فرایند هم در عالم واقعی مورد استفاده قرار می گیرد.

۳- در ایران اصولاً صنعتی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد از شما سوالی ندارد. لذا شما باید برای خودت یک "سوال" طرح کنی... سوالی که پاسخ اش برای احد الناسی مهم نیست. به گفته خیلی ها این مرحله -یعنی پیدا کردن موضوع پایان نامه- سخت ترین بخش است. البته بخش سخت تر اینکه کسی حاضر نیست پولی برای حل "سوال" بدهد... و لذا باید مخفیانه کار هم بکنی تا شب سر سفره ات یک لقمه نونی باشد. و در نهایت ماحصل این تحقیق هم به گوشه کتابخانه ای پرت می شود... و البته یک عنوان "آقای دکتر" برای آدم میماند.

۴- به عنوان یک قاعده کلی، اساتید دانشگاه های ایران بی سواد تر از اساتید دانشگاه های خارجی هستند. این امر به سادگی با بررسی روزمه تحقیقاتی شان مشخص می شود. یک استاد پنجاه ساله خارجی به طور متوسط چند ده مقاله ISI دارد. اساتید دانشگاه های ایران شاید به زور دو سه تایی داشته باشند. از آنجایی که همیشه هم به فکر پاک کردن صورت مساله هستیم، تازگی یک استاد اسکلی پیدا شده بود که گفته بود اصولاً مقاله ISI معیار خوبی برای سنجش توان علمی نیست.

۵- به عنوان یک قاعده کلی، اگر دکترایت را در یک دانشگاه خارجی گرفتی همانجا بمان و کار هم بکن، چون اگر برگردی ایران در بهترین حالت در واحد قرچک دانشگاه آزاد باید استاد حق التدریس بشی.

۶- تنها نکته خوب دکترای ایران همان بحث کار است. حین دکترا گرفتن کار هم میکنی. البته خیلی سخت است و هر دو کار را باید نیم بند انجام داد. اما خوبیش این است که بعد شش یا هفت سال، هم دکتر می شوی و هم توی این مدت کلی سابقه کار جمع کرده ای.

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 21:4  توسط مهندس خسته  | 

موضوع فوق مربوط به پایان نامه کارشناسی ارشد من است... که دفاع کرده ام و به تواریخ پیوسته.

مهم ترین استفاده از سکوهای دریایی برای استخراج نفت یا گاز از چاههایی که در دریا قرار دارند است. در خلیج فارس از سکوهای جاکت (Jacket Platforms) استفاده میکنیم، که در حقیقت خرپایی است (Jacket) که روی بستر دریا قرار گرفته و به وسیله شمعهای فولادی به بستر دریا دوخته شده است. چون وسط دریا نمیتوان جاکت را ساخت (!) آنرا در خشکی می سازند، سوار بر بارج (یک کشتی مستطیل شکل) می کنند و به محل چاهها می برند. در این مکان اگر جاکت سبک باشد آنرا با جرثقیل بلند می کنند و توی دریا میگذارند، و اگر سنگین باشد آنرا از روی بارج هل میدهند و به دریا می اندازند (Launch).... عکسهای زیر به آب اندازی (Launch) را نشان میدهند:

شماتیکی از به آب اندازی یک جاکت

عکسی ز پشت یک جاکت حین به آب اندازی

مدل سازی این عملیات موضوع پایان نامه من بود. این مدل سازی را میتوان با نرم افزار SACS به سادگی انجام داد. اما با این حال من یک برنامه ای برای این منظور نوشتم (با MATLAB) و جوابهایم را با SACS مقایسه کردم. به این کار می گویند "داخلی سازی نرم افزار" (!)...

عملیات Launching را -همانند خیلی پدیده ها و عملیات دینامیکی دیگر- می توان به کمک قوانین نیوتن و بالاخص قانون دوم نیوتن با روابط ریاضی مدل کرد. یعنی با حل این معادلات، مسیر و سرعت و شتاب حرکت این دو جسم (جاکت و بارج) مشخص می شود. قانون دوم نیوتن یک معادله دیفرانسیل مرتبه دوم است؛ و وقتی این معادله پیچیده باشد بایستی با کمک روشهای عددی آنرا حل کرد. مثلاً من در پایان نامه ام از روش نیومارک استفاده کردم. در تصویر زیر یکی از خروجی های مدل سازی مرا می بینید؛ که مربوط به لحظه ای است که جاکت دارد داخل دریا "شیرجه" می زند:

مثال از خروجی مدل سازی من، جاکت حین شیرجه به داخل دریا...

امیدوارم این دسته از مطالب به دردتان بخورد... و اگر سوالی داشتید حتماً بپرسید...

                                                                                 فعلاً، 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 19:2  توسط مهندس خسته  |