چند وقت پیش ها توی روزنامه خواندم که کانادا سالی ۲۵۰ هزار مهاجر می گیرد. همچنین حساب کرده اند که اگر همین روند ادامه پیدا کند تاده سال دیگر از هر ۵ کودک که به مدرسه می رود یکی شان مهاجر است.
والله تا جایی که ما می دانستیم، مهاجر پذیری هر کشوری مرتبط با سیاست های دولت است؛ و به عنوان یک قاعده کلی می گفتند که هر وقت حکومت چپگرا باشد مهاجران بیشتری می پذیرد و برعکس هر وقت راستگرا باشد مهاجر کمتر می گیرد و همان چندتایی هم که دارد را چوب در ماتحت شان فرو می کند. مثال این داستان هم مثلاً هلند است، که در دولت راستگرای فعلی اش حسابی به تیپ و تاپ مهاجرها زده است. اینطور که من متوجه شده ام در کانادا وضعیت به صورت دیگری است؛ بدین معنی که تمامی دولت ها -اعم از راست و چپ- و همچنین اکثریت قاطع مردم معتقدند که مهاجر برای کشورشان خوب است. حالا چرایش را من درک نمی کنم. من کله فرفریه موسیاهه ایرانی می روم همبرگر بخرم. کانادایی شماره یک همبرگر ها سرخ می کند، کانادایی شماره دو سس می مالد، کانادایی شماره سه همبرگر را می گذارد توی سینی و سر می دهد طرف من و کانادایی شماره چهار پول را می گیرد. حالا من نمی فهمم چرا اینها انقدر اصرار دارند که مهاجر برایشان خوب است؟ خب اگر دولت کانادا مرا با یک اردنگ از دانشگاه بیرون بیندازد جا باز می شود برای یکی از افراد کانادایی "زنجیره همبرگر". خدا وکیلی کدام یک از ما قبول می کند که خودش همبرگر فروش باشد و بعد یک مهاجر (که از قضا کشورش دو درجه از مال ما بدتر است، مثلاً افغانی) توی دانشگاه ایرانی درس بخواند؟ من هنوز این معما را کشف نکرده ام و لذا هر روز منتظرم که توی کوچه و خیابان یک حمله ای بهم بشود.
