تبليغاتX
یک مهندس خسته - گالیله

یک مهندس خسته

روزمرگی های یک آدم متوسط

من کلاً خیلی با داستان گالیله حال می کنم. همان داستانی که بچه بودیم کارتونش را نشان می دادند. همانی که گالیله می گفت زمین به دور خورشید حرکت می کند و نه بالعکس، و بعد کارش بیخ پیدا کرد و به حراست کلیسا کشید و دادگاهی شد و توی دادگاه گفت گه خوردم، اما تو دلش به کلیسا فحش خارمادر می داد. این داستان برای من نمادی است از تحجری که دین ایجاد می کند. برادرمان گالیله در علوم دیگر هم سررشته داشته، مثلاً در مورد تیرها کار کرده بود. چند وفت پیشترها عکس فوق را دیدم در کتاب مقاومت مصالح تالیف شانلی. تصویری است که گالیله چند صد سال پیش توی کتابش کشیده برای توضیح نیروهایی که در تیر بوجود می آیند. گرچه جوابش کاملاً غلط بوده، ولی بهرحال جالب است که در آن زمانها توی اروپا به چه مسائلی فکر می کردند. فکر می کنم دقیقاً از همان زمانها موتور علم در کشور ما خاموش شد و بالعکس هر روز در اروپا پرگازتر می رفت. واقعاً توی آن زمانها ما دانشمند خفنی توی ایران داشتیم؟ انگاری از زمانی به بعد ماشین علم، به معنی کلمه، در کشورمان پنچر شد.

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 19:17  توسط مهندس خسته  |